
مریم حق بیان
حملات و تنشهای نظامی که میان ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران شکل گرفته، عبور نفتکشها از تنگه هرمز را بهطور جدی مختل کرده و بار دیگر یکی از حساسترین پرسشهای بازار انرژی را به صدر توجه جهانیان آورده: اگر هرمز ناامن شود یا بسته بماند، نفت خاورمیانه از چه مسیری راهی بازارهای جهانی خواهد شد؟
تنگه هرمز، این گذرگاه باریک اما حیاتی، محل عبور روزانه میلیونها بشکه نفت خام است؛ نفتی که از سواحل جنوبی ایران، عراق، کویت، عربستان و امارات به سمت بازارهای آسیایی و اروپایی صادر میشود. بر اساس گزارشهای بینالمللی، بیش از یکسوم تجارت دریایی نفت جهان وابسته به تردد امن از این آبراه است؛ یعنی هر اختلالی در عبور از هرمز، بلافاصله اثر خود را بر قیمتهای جهانی انرژی، بیمه حملونقل، و حتی امنیت غذایی و صنعتی کشورهای مصرفکننده نشان میدهد. همین اهمیت استراتژیک سبب شده در هر دورهای از افزایش تنش در منطقه، نگاهها فوراً به مسیرهای جایگزین معطوف شود.
در این میان، خط لوله شرق- غرب عربستان یکی از گزینههای کلیدی است که نفت منطقه خلیجفارس را از طریق خاک عربستان به سواحل دریای سرخ و بندر یَنبُع منتقل میکند. هرچند این خط لوله توان انتقال قابلتوجهی دارد، اما ظرفیت فعلی آن برای جایگزینی کامل تنگه هرمز کافی نیست. به همین ترتیب، خط لوله حبشان- فجیره در امارات، که از سواحل جنوبی خلیج فارس به دریای عمان امتداد یافته، امکان صادرات نفت بدون عبور از هرمز را فراهم میکند، ولی ظرفیت محدود و خطرات بالقوه امنیتی در مسیرهای خشکی میتواند مانعی جدی در استفاده تمامعیار از آن باشد.
در عراق نیز خط لوله کرکوک- جیهان که نفت شمال و بخشی از جنوب کشور را به بندر جیهان ترکیه در دریای مدیترانه میرساند، نقش مهمی در تنوع مسیر صادراتی دارد. با اینحال، آسیبپذیری زیرساختها در برابر تنشهای سیاسی داخلی و منطقهای، موجب شده این مسیر نیز نتواند جایگزینی کاملاً مطمئن برای تردد از هرمز باشد.
در ایران، پروژه خط لوله گوره- جاسک بهعنوان یکی از راهبردیترین طرحهای انرژی در سالهای اخیر، دقیقاً با هدف کاهش وابستگی به تنگه هرمز طراحی و اجرا شده است.
این پروژه، نفت خام جنوب ایران را از گوره در استان بوشهر به سواحل دریای عمان منتقل میکند و امکان صادرات مستقیم از بندر جاسک را فراهم میسازد؛ مسیری که از تنگه هرمز بینیاز است و از نظر ژئوپلیتیک، امنیت بالاتری برای حملونقل انرژی ایران ایجاد میکند. با تکمیل کامل این طرح و افزایش ظرفیت انتقال، ایران میتواند بخشی از صادرات خود را از وابستگی تاریخی به هرمز رها سازد، هرچند هنوز تا بهرهبرداری حداکثری از آن فاصله وجود دارد.
با وجود همه این مسیرهای جایگزین، کارشناسان بر این نکته تأکید دارند که هیچ یک از خطوط فعلی، چه از نظر ظرفیت انتقال و چه از نظر امنیت عملیاتی، هنوز توان رقابت با اهمیت تنگه هرمز را ندارد. این آبراه، به تعبیر بسیاری از تحلیلگران، همچنان «نبض بازار جهانی نفت» است و بستهشدن یا ناامنماندن آن میتواند زنجیره تأمین انرژی جهان را دچار بحرانساختاری کند.
در کوتاهمدت، بیمهگران بینالمللی نرخهای خطر را افزایش دادهاند و شرکتهای حملونقل در تلاشاند مسیرهای کمریسکتر را بررسی کنند، اما گزینههای موجود محدودند و بازار جهانی نفت با نوسان شدید قیمتها مواجه شده است. این وضعیت نهفقط کشورهای صادرکننده، بلکه اقتصادهای مصرفکننده بزرگ مانند چین، هند و اتحادیه اروپا را نیز درگیر چالشهای فزاینده کرده است.
تحلیلگران انرژی معتقدند استمرار این بحران میتواند محرک سرمایهگذاریهای تازه در خطوط لوله فرامنطقهای، پروژههای LNG و توسعه مسیرهای صادراتی از دریای سرخ، مدیترانه و حتی آسیای میانه شود. با اینحال، هیچیک از این راهکارها در بازه کوتاهمدت قادر به جبران جایگاه ژئوپلیتیک هرمز نیست. در مجموع، اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز یک یادآوری جدی برای جهان است؛ اینکه امنیت انرژی چقدر شکننده است و هر بحران منطقهای چگونه میتواند توازن عرضه و تقاضا را در سطح بینالمللی برهم زند. در شرایط کنونی، هرمز همچنان حیاتیترین نقطه بازار جهانی انرژی باقی مانده و جایگزینی مطمئن برای آن، دستکم در آینده نزدیک، وجود ندارد.
خط لوله عربستان؛ مهمترین گزینه موجود
مهمترین گزینه موجود، خط لوله شرق–غرب عربستان سعودی است؛ خطی ۱۲۰۰ کیلومتری که میتواند نفت را از شرق این کشور به دریای سرخ منتقل کند. ظرفیت اسمی این خط ۷ میلیون بشکه در روز عنوان شده، اما برآورد صادرات مؤثر آن حدود ۵/۴ میلیون بشکه در روز است. مزیت اصلی آن این است که نفت عربستان را بدون عبور از هرمز به دریای سرخ میرساند و از آنجا امکان ارسال به اروپا و آسیا وجود دارد. با اینحال، همین مسیر هم از ریسکهای امنیتی دور نیست و تهدید حملات حوثیها همچنان بر آن سایه انداخته است.
امارات، عراق و ایران چه گزینههایی دارند؟
گزینه دوم، خط لوله حبشان–فجیره در امارات متحده عربی است. این خط لوله ظرفیتی بین ۵/۱ تا ۸/۱ میلیون بشکه در روز دارد و به امارات اجازه میدهد بخشی از نفت خود را بدون عبور از هرمز به بازار برساند. اما این مسیر هم در گذشته با حملات پهپادی و ریسکهای امنیتی روبهرو بوده و بههمین دلیل نمیتوان آن را یک جایگزین کاملاً مطمئن دانست.
در عراق نیز خط کرکوک- جیهان به ترکیه دوباره فعال شده و اکنون حدود ۱۷۰ هزار بشکه در روز نفت منتقل میکند. بر اساس برنامههای فعلی، قرار است این رقم به ۲۵۰ هزار بشکه در روز افزایش یابد.
هرچند این مسیر برای عراق اهمیت دارد، اما روشن است که از نظر ظرفیت، با هرمز قابل مقایسه نیست و فقط بخشی از مشکل را جبران میکند.
ایران هم با خط لوله گوره–جاسک، که ظرفیت یک میلیون بشکه در روز دارد، امکان صدور بخشی از نفت خود را بدون عبور از هرمز به دست آورده است. این خط از نظر راهبردی برای ایران مهم است، اما آن هم بهتنهایی نمیتواند جای نقش هرمز در صادرات منطقه را بگیرد.
طرحهای آینده
هنوز از مرحله جایگزین واقعی دورند
در کنار این مسیرهای موجود، چند گزینه دیگر هم در حد طرح یا بررسی مطرح شدهاند؛ از جمله خط لوله عراق- عمان به بندر دقم و خط لوله اردن به بندر عقبه. اما این پروژهها هنوز با موانع متعدد فنی، مالی و سیاسی روبهرو هستند.
حتی ایده احداث یک کانال ارتباطی میان خلیجفارس و دریای عمان نیز مطرح شده، اما بهدلیل هزینه بسیار بالا و دشواریهای مهندسی، همچنان در حد یک نظریه باقیمانده است.
این یعنی بازار انرژی، دستکم در افق کوتاهمدت، نمیتواند روی پروژههای ناتمام یا ایدههای بلندپروازانه به عنوان راهحل واقعی حساب باز کند. هرچه ریسک در هرمز بیشتر میشود، نگاهها بیشتر به سمت این گزینهها میرود، اما همین بررسی هم نشان میدهد که هنوز هیچکدام از آنها ظرفیت، امنیت و آمادگی لازم را برای گرفتن جای هرمز ندارند.
هرمز هنوز گلوگاه اصلی
بازار جهانی انرژی است
واقعیت این است که وجود چند خط لوله جایگزین، به معنای حل مسئله نیست. بخشی از این مسیرها ظرفیت کافی ندارند، بخشی از آنها خود در معرض ناامنی قرار دارند و بخشی دیگر هنوز از مرحله طرح فراتر نرفتهاند. از همینرو، هرچند بازار انرژی ناچار است راههای دور زدن هرمز را جدیتر بررسی کند، اما تنگه هرمز همچنان ستون اصلی صادرات نفت منطقه باقی مانده است.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰