«پویش اقتصاد» به مناسبت روز ملی صنعت و معدن گزارش میدهد:

در چنین شرایطی، ۱۰ تیرماه و همزمانی آن با روز ملی صنعت و معدن، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه میتواند به فرصتی برای بازخوانی جدی عملکرد، ظرفیتها و کاستیهای این بخش تبدیل شود.
معدن در اقتصاد ایران، از نظر تنوع ذخایر و گستره جغرافیایی، جایگاهی کمنظیر دارد. از ذخایر فلزی مانند آهن، مس و طلا گرفته تا منابع غیرفلزی همچون سنگهای ساختمانی، نمک، گچ و مواد معدنی صنعتی، ایران در زمره کشورهای غنی جهان قرار دارد. با این حال، سهم این بخش در تولید ناخالص داخلی و صادرات غیرنفتی، هنوز متناسب با این ظرفیت عظیم نیست؛ شکافی که ریشه آن را باید در زنجیرهای از موانع ساختاری جستوجو کرد.
یکی از مهمترین چالشهای بخش معدن، ضعف در حلقههای پاییندستی زنجیره ارزش است. بخش قابل توجهی از مواد معدنی کشور بهصورت خام یا نیمهخام صادر میشود؛ در حالی که ارزش واقعی این منابع، در فرآوری، تبدیل به محصولات صنعتی و ورود به زنجیرههای پیچیده تولید جهانی نهفته است. این مسأله نهتنها باعث از دست رفتن ارزش افزوده قابل توجهی میشود، بلکه فرصت ایجاد اشتغال پایدار و توسعه صنایع وابسته را نیز محدود میکند.
در کنار این موضوع، مسأله زیرساختها نیز نقش تعیینکنندهای دارد. بسیاری از معادن کشور در مناطق دورافتاده قرار دارند و دسترسی به جادههای مناسب، خطوط ریلی، برق پایدار و آب کافی در آنها محدود است. همین امر هزینه استخراج و حملونقل را افزایش داده و رقابتپذیری محصولات معدنی ایران را در بازارهای جهانی کاهش داده است. از سوی دیگر، فرسودگی ماشینآلات معدنی و دشواری تأمین تجهیزات بهروز، بهرهوری این بخش را تحت تأثیر قرار داده است.
اما شاید مهمترین مسأله، فقدان یک سیاستگذاری پایدار و بلندمدت در حوزه معدن باشد. تغییرات مکرر در قوانین، پیچیدگیهای اداری، عدم ثبات در نظام حقوق دولتی و صدور مجوزها، و همچنین ناهماهنگی میان نهادهای تصمیمگیر، باعث شده است سرمایهگذاری در این بخش با ریسکهای قابل توجهی همراه باشد. در نتیجه، بخشی از سرمایهگذاران داخلی و خارجی، یا از ورود به این حوزه صرفنظر کردهاند یا با احتیاط بسیار عمل میکنند.
در چنین شرایطی، ۱۰ تیرماه میتواند فراتر از یک مناسبت نمادین عمل کند. اگر این روز صرفاً به برگزاری همایشها و ارائه گزارشهای تشریفاتی محدود نشود، میتواند به نقطهای برای ارائه گزارشهای عملکردی دقیق، شفاف و مقایسهای از وضعیت صنعت و معدن کشور تبدیل شود. گزارشی که نه تنها به بیان دستاوردها بپردازد، بلکه بهطور صریح، ضعفها، گلوگاهها و مسیرهای اصلاح را نیز روشن کند.
اهمیت این بازخوانی در آن است که بخش معدن، برخلاف بسیاری از حوزههای اقتصادی، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از ستونهای اصلی اقتصاد غیرنفتی کشور را دارد. افزایش صادرات مواد معدنی فرآوریشده، توسعه صنایع پاییندستی مانند فولاد، مس و آلومینیوم، و همچنین گسترش صنایع مبتنی بر مواد معدنی، میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش وابستگی به نفت و ایجاد درآمدهای پایدار ایفا کند.
با اینحال، تحقق این هدف نیازمند تغییر رویکردی جدی است؛ از اقتصاد مبتنی بر استخراج خام، به سمت اقتصاد مبتنی بر ارزش افزوده. این تغییر رویکرد تنها با سرمایهگذاری در فناوریهای نوین، توسعه زیرساختهای حملونقل و انرژی، اصلاح نظام حکمرانی معدنی و ایجاد ثبات در سیاستهای اقتصادی امکانپذیر خواهد بود.
نکته مهم دیگر، پیوند میان بخش معدن و صنعت است. در بسیاری از اقتصادهای موفق، معدن نه یک بخش مستقل، بلکه حلقه آغازین زنجیره صنعتی محسوب میشود. اما در ایران، این پیوند هنوز بهصورت کامل شکل نگرفته و همین موضوع باعث شده است ظرفیتهای عظیم معدنی کشور بهطور کامل در خدمت توسعه صنعتی قرار نگیرند.
در نهایت، اگر ۱۰ تیرماه قرار است معنایی فراتر از یک تاریخ در تقویم داشته باشد، باید به روزی برای پاسخگویی، ارزیابی و ترسیم مسیر آینده تبدیل شود؛ روزی که در آن، بخش معدن نه با شعار، بلکه با عدد، تحلیل و گزارشهای واقعی مورد بررسی قرار گیرد. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود معدن ایران از یک ظرفیت بالقوه، به یک پیشران بالفعل در اقتصاد کشور تبدیل شود.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰