پویش اقتصاد:مسعود پزشکیان در گفت‌وگوی تلویزیونی اخیر خود، نه یک گزارش کارنامه، بلکه یک «نقشه راه» ترسیم کرد.

نقشه‌راهی که در میانه یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار، کشور را به سمت عقلانیت اقتصادی دعوت می‌کند. در کانون این رویکرد، پرونده پرچالش واگذاری خودروسازان دولتی قرار دارد؛ موضوعی که حالا با اولتیماتوم صریح رئیس‌جمهور، به آزمون بزرگی برای جدال میان «توسعه اقتصادی» و «منافع شبکه‌های رانتی» تبدیل شده است.

 

کشور ما امروز نه در دوران صلح، بلکه در بطن یک جنگ اقتصادی پیچیده است. از حملات نظامی و تحریم‌های شریان‌های نفتی گرفته تا اختلال در زنجیره تأمین تجاری، همه نشان‌دهنده آن است که دشمن، بازوی نظامی را تنها بهانه‌ای برای زمین‌گیر کردن بنیان‌های تولیدی ایران قرار داده است. در چنین شرایطی، رئیس‌جمهور با پرهیز از شعارزدگی‌های رایج، راهبرد خروج از این وضعیت را در «اصلاحات ساختاری» دیده است. دفاع صریح او از واگذاری «ایران‌خودرو» و مدیریت «سایپا» به بخش خصوصی، پیام روشنی برای تمام ذی‌نفعان بود: دوران جولان شبکه‌های رانتی در گنجینه‌های صنعتی کشور به پایان رسیده است.

 

نقاشی مار؛ تکنیک کهنه برای حفظ سلطه

رئیس‌جمهور در سخنان خود به یک شبکه رانتی اشاره کرد که با روکشِ «قانون‌گرایی» و «ایدئولوژی‌سازی»، در برابر خصوصی‌سازی مقاومت می‌کند. تکنیک اصلی این جریان، «نقاشی مار» است؛ استعاره‌ای برای منحرف کردن افکار عمومی. وقتی سایپا با سه ضلعِ «قیمت‌گذاری دستوری»، «بدهی‌های انباشته» و «فروش فراتر از ظرفیت» به لبه پرتگاه رسیده است، کانون‌های رانتی نمی‌توانند از ناکارآمدی خود دفاع کنند؛ پس چه می‌کنند؟ یک «مارِ نقاشی‌شده» خلق می‌کنند. آن‌ها با برجسته‌سازی اختلافاتِ غالباً حاشیه‌ای با یک شرکت قطعه‌ساز یا ایجاد دوقطبی‌های کاذب، توجه‌ها را از «فساد سیستماتیک» و «مدیریت ناکارآمد دولتی» منحرف می‌کنند تا سایه خود را بر سر این صنعت حفظ کنند.

 

بحران در سایپا؛ واقعیتی فراتر از حواشی

روایت‌های مدیرعامل سایپا، علی شیخ‌زاده، پرده از واقعیتِ لختِ این شرکت برمی‌دارد. پیش‌فروش‌هایی که در زمانِ نبودِ قطعات و ظرفیتِ تولید انجام شد، نه ناشی از فشار یک قطعه‌ساز، بلکه نتیجه‌ سیاست‌های دستوریِ حاکم بر شرکت بود. سایپا امروز با انبوهی از تعهدات و بدهی‌ها مواجه است که تنها با تزریق نقدینگی دولتی — که در شرایط فعلی حکم سَم را برای تورم دارد — حل نمی‌شود.

 

بسیاری از رسانه‌ها، خواسته یا ناخواسته، در حال پمپاژ این روایت جعلی هستند که «مشکل فقط شرکت قطعه‌سازی کروز است». این تقلیل‌گرایی، دقیقاً همان «نقاشی مار» است. چرا؟ چون اگر تمرکز روی یک شرکت قطعه‌سازی باقی بماند، سوالات کلیدی طرح نمی‌شود: چرا قیمت‌گذاری دستوری خودروساز را به سمت ورشکستگی برد؟ چرا مدیریت دولتی مانع از رشد فناوری در سایپا شد؟ و چرا بخش خصوصی واقعی نباید سکان‌دار این صنعت باشد؟

 

رسانه‌ها؛ در جستجوی مرز میان نقد و «باج‌نیوز»

نقد، ماموریت ذاتی رسانه است، اما میان «نقدِ سازنده» و «تخریبِ هدفمند»، مرزی باریک وجود دارد که با استانداردهای حرفه‌ای مشخص می‌شود. التزام به جامعیت و بی‌طرفی، شرطِ نخستِ عدالت رسانه‌ای است. گزارشی که با سانسورِ داده‌های کلیدی — مانند نقشِ مخرب قیمت‌گذاری دستوری — روایتی یک‌سویه می‌سازد، از دایره نقد خارج شده و وارد فضای «مهندسی افکار» می‌شود.

 

امروز، اقتصاد به هسته اصلی امنیت ملی تبدیل شده است. وقتی یک رسانه بدون در نظر گرفتن هزینه‌هایِ تخریبِ یک بنگاه مولد، تنها به دنبالِ حاشیه‌سازی است، آگاهانه یا ناآگاهانه در تعارض با منافع ملی عمل می‌کند. سایپا برای زنده ماندن، نیاز به «جراحی» دارد، نه «تسکن‌بخش‌های موقتی».

 

سخن آخر؛ عقلانیت یا پوپولیسم؟

نقشه راهی که رئیس‌جمهور ترسیم کرده، گذار از «اقتصادِ رانتی» به «اقتصادِ مولد» است. واگذاری سایپا به بخش خصوصی، نه یک واگذاری ساده، بلکه یک اقدام راهبردی برای بازپس‌گیری صنایع کشور از دستِ جریان‌های رانتی است. مخالفان این راه، کسانی هستند که از «وضعیتِ موجود» نان می‌خورند.

 

برای نجات سایپا و خودروسازی کشور، باید از «نقاشی مارِ» رسانه‌ای عبور کرد و به واقعیتِ بحرانیِ تولید خیره شد. اگر قرار است سایپا دوباره به چرخ دنده‌ای در صنعت ملی تبدیل شود، باید راه را برای خصوصی‌سازی واقعی، شفافیت و رقابت باز کرد؛ نه اینکه با حاشیه‌سازی‌های کاذب، مانع از جراحیِ ضروریِ این بیمارِ بدحال شویم.

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.