
دولت به عنوان بزرگترین بنگاه اقتصادی کشور با همه اختیارات و جریان سرمایه در اختیار بایستی هنر رگولاتوری و تنظیم عرضه و تقاضا را داشته باشد.
با اینکه یکی از پایههای اصلی اقتصاد برای افزایش اندازه تولید ناخالص ملی یارانه است ولی این پایه زیر کدام قسمت ساختمان اقتصاد قرار گیرد؟ یک مهندسی و یک فرایند خاصی را میطلبد که نصب اشتباه آن منجر به سقوط میزان تولید خواهد شد.
بساط انقباض پولی و مهار نقدینگی که یک بدافزار برای اقتصاد آزاد هست، به اندازه کافی خاکریز و مانع ایجاد کرده است و صنعت را در محاق قرار داده است و حالا عرضه انرژی ارزان و مصرف بیرویه عناصر غیر تولیدی مانند مصارف خانگی تفریحی وبعضا ارزسازهای غیر مجازماینری یک بلای عظیم برای صنعت شده است.
اختصاص یارانه برای سوخت برق گاز و سایر اداوات انرژی یک اشتباه محض است که دولت ملت اقتصاد و کشور را به چالش جدی کشیده است یک ایران با تمام قوا کار میکند تا ارز حاصل را صرف انرژی ارزان بکند و در مسیر غیر اقتصادی اسراف شود.
بجای مسرفین که باید انرژی را آزاد و گران بخرند تولید کننده دارد برق سبز و بورسی و سوخت آزاد میخرد یعنی ما تولید و صنعت را قربانی انرژی ارزانی کردهایم که در جاهای غیر ضروری مصرف میشود.
تولید کننده با همه مشکلات پیشرو استرس قطع انرژی را هم باید داشته باشد اما خیابانها و جادهها مملو از لوکس سوارانی است که با بنزین ۱۵۰۰ تومانی تک سواری میکنند.
کجای دنیا اسراف انرژی مد است که در ایران از شکم تولید میزنند و به مصرف غیر ضروری یارانه میدهند؟ و در کجای دنیا صنعت را با انرژی ارزانی که در اختیارش قرار نمیدهند ذبح میکنند.
۱۵۰ میلیون لیتر بنزین با یک بیستم قیمت در روز عرضه میشود که پولش از مالیات و عرق جبین تولید و صنعت است. کارخانههای تولیدی نصف روزهای هفته برق دارند و زیر بار خرید سوخت با قیمت آزاد کمر خم کردهاند تا کی باید اصل را به خاطر فرع باید قربانی کنیم این دور باطل پایان یک تراژدی تلخ است.
اقتصاد دولتی سوخت دولتی فشارهای همه جانبه بر صنعت و تولید نمیتواند یک مسیر شفاف برای توسعه باشد.
یارانه حاملهای انرژی باید صرف توسعه صنعت و ایجاد اشتغال و بهرهوری گردد نه اینکه میلیاردها دلار در آسمان دود شود.
اصطلاح پر مصرفها بیشتر شامل مصرفکنندگان خانگی تفریحی تجاری و فروشگاههایي میشود که به زور نور میخواهند جذابیت ویترین خود را بیشتر کنند. واحدهای کوچک تولیدی در شهرهای کوچک دارند در مسیر تعطیلی قرار میگیرند.
توسعه منفی تولید و صنعت و تعطیلی واحدهایی که یا انرژی ندارند یا سرمایه در گردش برای چرخیدن چرخشان که همه میدانیم که ارز و سرمایه مورد نیاز اینها صرف خرید بنزین و گازوییل میشود. ما کلا مسیر اصلی را فراموش کرده و در فرعی دنبال تقویت شاخصهای توسعه هستیم کاهش اشتغال و افزایش بیکاری از کرونا کشندهتر است.
تا به آنجا نرسیدهایم که دیگر هیچ درمانی موثر نباشد بایستی تکلیف انرژی را مشخص کنیم و از قربانی کردن چرخه صنعت بیش از این پرهیز کنیم. اصلاح الگوی مصرف و حذف یارانه حاملهای انرژی باعث میشود اضافه مصرف کنترل گردد و ارز و ریال صرفهجویی شده در توسعه و تولید ناخالص ملی کارساز شود.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰