
به قلم محمد حسین شهسوار / اقتصاددان
یکی از ارکان اصلی مدیریت هوشمندی در مصرف هزینه هاست که کجا باید هزینه کرد وکجا باید تغییر مسیر داد یا لاین هزینه را اصلاح کرد.
اصولا مدیران هوشمند در غالب هزینه های مورد قبول استانداردهای مالی و حسابداری امور مهم و استراتژیک را جای میدهند و آرام و با برنامه ریزی در دل مخارج برای سرمایه گذاری و جذب رشد گام برمیدارند و این یک هنر خاص است که هر مدیری هم ندارد
گاهی مدیران با وقت گذاشتن و مهربانی با پرسنل و ارباب رجوع و حتی با تبسم از هزینه ها میکاهند و این هم یک هنر مطلوب و ویژه است.
اما اینکه یک مدیری با تصمیمات اشتباه مثل اینکه حقوق را کاهش دهد یا به موقع افزایش ندهد یا با حذف امور رفاهی و گردشگری و ورزشی بخواهد کنترل سیستم هزینه را بهبود ببخشد این یک اشتباه مهلک برای سازمان است.
مدیران موفق همیشه بیشتر از مدیران انقباضی هزینه و ریخت و پاش میکنند اما آخر پاییز که جوجه هایشان را میشمارند بسیار بازده مناسبی داشتهان.د
برای سیستم های بنگاه داری و سازمان های اقتصادی راههای کم نمودن هزینه همراه با موفقیت در آینده این روش ها همواره جوابگو بوده است.
توسعه بهترین روش است که مدیر بجای کاهش هزینه با هنر مهندسی مالی بدون اینکه از منابع تشکیلات بکاهد با روش های تامین مالی توسعه محور باشد.
در مورد خریدهای اساسی سازمان و بنگاه با روشهای خرید سلف با حذف واسطه ها میتواند صرفه جویی مناسبی داشته باشد.
با برخورد خوب با پرسنل و تامین کنندگان میتواند در خریدها حرفه ای عمل کند و صرفه جویی مناسبی حاصل خواهد شد.
در عملیات فروش با ایجاد انگیزه به قیمت خوب پیش فروش کند و رسوب نقدینگی پیش دریافت در توسعه موفق باشد.
نیروی انسانی رکن اول و نوک پیکان کاهش هزینه است بجای اینکه حقوق و مزایای آنها راکاهش دهد آنها را با روشهای فرهنگی و تشویقی به نقطه ای برساند که خودشان اتوماتیک وار ذهنشان خلاق شود و با تیپیک مدیریتی فکر کنند و خودشان را جای مدیر بگذارند و هم در کاهش هزینه ساعی باشند و هم در افزایش درآمد که در این مورد که توجه به نیروی انسانی اصولی ترین و کارآمدترین هدف است هیچ شکی نیست و بطور کلی کاهش هزینه عدم پرداخت نیست کاهش هزینه پرداخت بیشتر برای درآمد بیشتر است.
این یک راز نیست این یک اسلوب امتحان شده موفق است.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰