
جنگ همیشه بوده و خواهد بود و جنگ در گذشته یک نوع برتری برای داشتن جعرافیای پهناور به حساب می آمد. بعد از کشف نفت و منابع سرشار انرژی مدل جنگها هم عوض شد.
نفت ذاتا جنگ آفرین نیست اما یک ویژگیهایی دارد به خصوص در حوزه سیاسی و اقتصادی که احتمال رقابت تنش و گاهی جنگ را بالا میبرد.
ارزش اقتصادی بالای نفت یک منبع درآمد و انرژی است پس کنترل منابع و ذخائر و مسیرهای انتقال اهمیت راهبردی پیدا میکند.
چون نفت ذخائر بزرگی در برخی مناطق دارد و در جغرافیای خاصی از جهان متمرکز است پس این تمرکز میتواند رقابت میان دولتها و قدرتهای خارجی را تشدید کند.
نفت آنچنان با اهمیت است که اختلال در عرضه آن قیمت انرژی و اقتصاد کشورهای زیادی را تحت تاثیر قرار میدهد در نتیجه دولتها برای حفاظت از منابع دنبال مسیرهای انتقال هستند.
در کشورهای نفت خیز درآمد نفت میتواند منایع مالی بزرگی را در اختیار حکومت قرار دهد که این منابع به تقویت و تامین مالی گروههای مسلح کمک میکند.
در مرزها و سرزمین هایی که ذخائر نفتی وجود دارد مالکیت و اختلاف بر سر بهرهبرداری یکی از عوامل نفت میباشد.
پژوهشهای سیاسی و حقوقی نشان میدهد وجود نفت در بعضی کشورها با توجه به ضعف نهادهای سیاسی میتواند با فساد همراه شود.
البته این قطعی نیست و بیشتر در کشورهای ضعیف اتفاق می افتد. پس نفت یک عامل تشدید کننده است اما علت اصلی نیست.
اما تلفیق آن با عوامل دیگر مثل مرزها، سیاست، مذهب، امنیت منطقه و رقابتهای ژئوپلتیکی باعث جنگهای شدید میشود.
خیلی از جنگهای دنیا با اهدافی برای تسلط بر انرژی ارزان پایهریزی شده است. در جنگهای مذهبی مانند قضیه داعش برخی کشورها برای تسلط بر نفت منطقه از یک گروه افراطی مذهبی حمایت کردند.
در جنگهای منطقه آمریکای جنوبی تارگتهای انرژی و نفت یک اصل موثر است. در خاورمیانه و خلیج فارس یک جهان برای سوار شدن بر اسب انرژی در حال جنگیدن هستند.
در کشورها اگر هر انفاقی بیفتد کسری بودجه با توجه به اقتصاد غیر انرژی باعث فروپاشی میشود اما در کشورهای صاحب انرژی و نفت این حالت کمتر خودش را نشان میدهد. در هر صورت نفت یک معمای حل نشدنی است که برای حل کردنش باید جنگید.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰